نشریه خبری کافه نیوز دالاس

من به جهان نگاه می‌کنم و دست به خلق اثر می‌زنم

نگاهی به آثار پریچهر طیبی

۱۳۲

- Advertisement -

«من به جهان نگاه می‌کنم و دست به خلق اثر می‌زنم. »
این گفته هنرمند جوانی است که سال‌ها مطالعه و تلاش خود را معطوف به ادراک خود و هستی پیرامونش کرده است؛ «پریچهرطیبی».
«طیبی» نقاشی است که پس از تحصیل در رشته طراحی پارچه و در حین تحصیل، به آموختن و مطالعه هنر نقاشی پرداخته است. سال ­ها جدیت و تمرکز در آموختن، مطالعه و تمرین منسجم او را به نقاشی بدل کرده که بیان خاص خودش را دارد. بیانی که به افکار و اندیشه او نزدیک است و از ورای روزمرگی‌های جهان کنونی می­آید، چراکه او هم‌زمان بر پویش و مطالعه هنر نقاشی به مطالعه خویش و جهان پیرامونش پرداخته است. او می­ گوید:«خلق اثر رابطه‌ای مستقیم بازندگی و دیدگاه فکری مولی دارد».
شناخت از خود به‌عنوان بخش مهمی از جهان و پرداختن به جهانی ورای جهان قابل‌دیدن و نظم حاکم بر آن منتج به خلق آثاری شده که ورای جزییات از کلیتی منسجم و بیانی صریح برخوردارند. این همان نقطه اتصال اندیشه و آثار او به کلیتی عظیم‌تر است که خود او «کائنات» می­نامد، است. بدون شک همین موضوع «دایره» را به‌عنوان مایه و اصل فرم­ هایی قرار داده که او در آثارش به کار می­ برد.
دایره و فرم‌های وابسته و یا تبدیل‌شده‌ی آن سمبلی از کائنات و جهان پیرامونم است و این دایره توان تغییر و تبدیل به فرم‌های گوناگون و هم‌نشینی با سایر عناصر مختلف و تبدیل به اندازه‌های مختلف را دارد. درعین‌حال برای بهتر بیان کردن محیط پیرامونم، از به افت‌های گوناگون که در طبیعت وجود دارد و از لایه‌های مختلف حجم رنگ به‌گونه‌ای اغراق‌آمیز (فقط با دو تُن سیاه‌وسفید و تنالیته‌های بین این دو) استفاده می­کنم».

تضاد یکی از بن­مایه ­های طبیعت و بینش‌های فکری انسان در طول تاریخ است: روز و شب، خیر و شر، نیکی و بدی و … و این ‌یکی دیگر از ویژگی­ های مهم آثار »پریچهر طیبی» است و او دایره را حامل این تضاد می ­داند: « در دایره‌ای مانند کره‌ی زمین، تضاد گاه باعث حیات و ادامه‌ی نسل بشر و مخلوقات و ‌گاه باعث از بین رفتن و انقراض می‌شود. تضاد در کائنات کارکردی دوپهلو دارد: هم منجر به زیست می‌شود و هم منجر به مرگ.»
«نور» عنصر مهم دیگر در آثار اوست که در تضاد با تاریکی بیانی روشنگر دارد و از نگرش هنرمند ناشی می­ شود: «نور برای من شاید حاکی از قانون و نگرشی است که دوست دارم بر جهان پیرامونم حاکم باشد. گاهی فرم‌ها نورانی است و گاهی نور از لابه‌لای فضای اطراف فرم‌ها در کار بیرون می‌زند؛ و این تنوعی است که ذهنم دوست دارد ببیند و در زندگی‌اش کند و نور دنیایی درونی است که برای مؤلف وجود دارد. در همین تنوع فرمی و بافتی، نوعی تضاد وجود دارد و به نظرم تضاد زیباترین مفهوم در طبیعت و کائنات است».

 

 

یکی از مهم‌ترین تضاد­های آثار «پریچهر طیبی» به‌صورت سکون و پویایی نمود پیدا می­ کند. ذهن در مواجهه با آثارش با ترکیب و فرم­ های سیال و پویا و پرانرژی میل به‌نوعی سکون و سکوت دارد که بتواند مانند مواجهه با هستی به لایه‌های زیرین و پنهان آن دست پیدا کند. به‌نوعی باید گفت دیدن و پردازش آثارش شیوه­ ای از ادراک هستی را بیان می­ کند.
ادراک هستی از طریق هنر از فرایندی اندیشه­ مند گذر می­ کند و نیازمند گذر هنرمند از این فرایند است چرا که اثری که بر اساس تفکر و اندیشه مندی خالقش به وجود آمده باشد در بیننده احساس هیجان و احساس ­زدگی را به سکون و سکوتی اندیشه محور دعوت می­ کند. درواقع بیننده نه با «احساس» بلکه با «ادراک» خود با اثر مواجه می‌گردد. ادراک، فرآیندی است که انسان، با آن، پنداشت­ ها و برداشت‌هایی را که از محیط دارد را تنظیم و تفسیر می‌کنند و به‌وسیله‌ی آن، به برداشت‌ها، معنی می‌دهد. معمولاً، افراد از یک موضوع مورد ادراک، برداشت‌های متفاوت دارند.شاید به همین دلیل است که مخاطبین برداشت‌های متفاوتی از آثار او ارائه می­ دهند به‌نحوی‌که به نظر می ­رسد هر بیننده را با توجه به بینش و تجربیات خودِ مخاطب تنها م ی­گذارد و به او اجازه می­ دهد در اثر کند و کاو کند، ببیند و به اصل برسد به اصلی که بی­شک با توجه به منشأ واحد اذهان مخاطبین نتیجه‌ای مشابه کند و کاو در هستی خویشتن دارد.

 

نویسنده: راهله پروانه

- Advertisement -

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.