نشریه خبری کافه نیوز دالاس

بحران فقر در ایران؛ از دولت بی‌کفایت تا مردمی که به یکدیگر رحم نمی‌کنند (بخش دوم)

بررسی نقش اجتماعی مردم در گسترش فقر در ایران

۲۷۶

- Advertisement -

در بخش نخست این نوشته به کلیات نقش «دولت» در شکل گیری بحران اقتصادی و فقر در ایران پرداختیم. دیدیم که دخالت بیش از اندازه دولت در سیستم اقتصادی کشور و در پی آن رانت خواری و اختلاس های منتج از این دخالت ها، چگونه موجب وخیم شدن نظام اقتصادی ایران شده است.
همچنین سیاست های تنش‌زای ایران در منطقه و جهان نیز از دیگر علت ها برشمرده شد که نتیجه مستقیم آن وضع تحریم های بین المللی بوده است.

اما در کنار این مسائل مهم و ریشه ای، یک نقش دیگر هم در وضعیت اقتصادی هر کشور موثر است و آن نقش «مردم» در شکل گیری نظام های اقتصادی است. مردم همواره تابع قوانین جاری کشور هستند و قوانین اقتصادی نیز از جمله همین مقررات است. اما طرز رفتار اجتماعی مردم در سیستم اقتصادی می تواند منجر به پیشرفت و توسعه و یا برعکس، پسرفت و بحران گردد.

ملموس‌ترین تجربه در این باره بازمی گردد به حدود ۶۰ سال پیش، زمانی که محمدرضا شاه پهلوی در حال انجام اصلاحات در نظام اقتصادی ایران و از بین بردن فئودالیسم بود. در حالی که وی کشوری را پس از پدر خود رضاشاه، تحویل گرفته بود که از هر جهت در مشکل بود. تاثیرات جنگ جهانی دوم بر ایران همچنان خود نمایی می کرد و شاه چاره ای جز مذاکره و معامله با قدرت‌های جهانی نداشت. بنابر مشاوره های داخلی و خارجی، محمدرضا شاه تصمیم گرفت در ایران تغییرات فراوانی ایجاد کند اما با مخالفت چپ ها و آیت الله ها مواجه شد. در حالی که مردم برای نخستین بار در تاریخ ایران در حال دریافت «سندهای رسمی» برای زمین های کشاورزی بودند، در عین حال تحت تاثیر برخی جریان های افراطی هم قرار داشتند. در حالی که «دولت» در تلاش بود به اقتصاد کشور نظم دهد و مردم هم از این تلاش، سهم می بردند، اما رفتارشان چیزی خلاف این را نشان می داد. شاید به همین دلیل است که شاه ایران در جایی گفته است که اخلاق «دم دمی» مردم ایران را به خوبی شناخته است.

در هر صورت، اقدامات شاه در زمینه اقتصادی با مخالفت های بسیاری مواجه شد و دیگر مسائل نیز دست مایه وقوع انقلابی شد که همه چیز را در هم پیچید.

اکنون پس از گذشت ۴۲ سال از آن انقلاب، همچنان اخلاق جامعه در بخش اقتصاد مانند قبل است. مردم به سادگی بازیچه دست رسانه ها و «دولت» و «جریان های خاص» می شوند و بیشتر مواقع بدون آگاهی در جریان گسترش فقر و بحران اقتصادی در کشور سهیم هستند.

تجریه نشان داده که از ابتدای سال ۵۷ و سپس وقوع جنگ ایران-عراق و پس از آن، هرگز چیزی در ایران «ارزان» نشده است. از حامل های انرژی تا کالاهای اساسی و خدمات، همگی دچار گرانی و تورم بوده اند. اما به ندرت حرکت های اجتماعی برخلاف این روند شکل گرفت و در بیشتر مواقع، مردم به محض انتشار خبر گران شدن یا کمبود چیزی، چندین برابر نیاز خود مبادرت به خرید می کنند و یا بدتر از این به «احتکار» آن کالای خاص می پردازند. توجیه اما «حفظ ثروت شخصی» بوده است و هرگز اثری از مسئولیت اجتماعی در میان نبوده است.

به طور سنتی در ایران مردم به برخی افزایش قیمت ها بسیار حساس هستند:

  • قیمت بنزین
  • قیمت سیگار!
  • قیمت گوشت و مرغ
  • ارزش مبادلاتی ارزها به ویژه دلار
  • طلا
  • خودرو
  • املاک

این ها مهمترین کالاها از نظر مردم است. اگر هر یک از این موارد گرانتر شوند، بلافاصله با اقبال عمومی مواجه می شوند. هر کسی به هر اندازه که بتواند خرید می کند و اگر انبار شدنی باشد، انبار می نماید.

در اقتصادی که «دولت» همه کاره است، به آسانی می توان بر این جو احساسی چیره شد و آن را به عنوان «منبع درآمد دولتی» در نظر گرفت. حتی اگر هیچ تشنجی هم در کار نباشد، به آسانی می توان آن را ایجاد کرد تا مردم به عکس العمل وادار شوند. نقش مردم هم دقیقا همین جا پررنگ می شود. منطق حکم می کند که «مردم» در این جریانات گرفتار نشوند و خلاف آنچه «دولت» یا جریان های مرتبط با آن می خواهند رفتار کنند. گرانی و تورم بیش از اندازه در مورد کالایی خاص نباید مردم را تشویق به خرید بیشتر کند، بلکه برعکس باید «تحریم خرید» اتفاق بی‌افند. این تحریم موجب تنظیم مجدد بازار می شود و منافع را تنها به جیب قشری ویژه و دلال‌ها سرازیر نمی کند. اما از آنجا که «مسئولیت اجتماعی» در ایران، دهه‌ها است که رنگ باخته است و برخلاف شعارهای «ضد سرمایه‌داری»، اکثریت قریب به اتفاق و قابل توجه مردم در جریان «ثروت اندوزی غیرقانونی» همراه دولت می شوند و آب بیشتری به آسیاب «گسترش فقر» می ریزند. در واقع مردم به یکدیگر هم «رحم» نمی کنند و با هم «همراه» نیستند. آن ها تنها به فکر جیب خود هستند و بس.

این طرز فکر اما موجب تداوم سیستم مریض و البته فاسد اقتصادی می شود به ویژه آنگاه که «مردم» هم در فساد مشارکت می کنند. جابجایی پول خارج از سیستم های بانکی، رشوه دهی، تلاش برای انجام خارج از نوبت امور، عدم توجه به قشرهای پایین دست به ویژه در بخش حقوق، دستمزد و قرادادها و فرارهای مالیاتی… از جمله مظاهر همکاری مردم در فساد اقتصادی است. البته نتیجه مستقیم این عکس العمل، همان عملی است که از دولت و رسانه های آن آغاز می شود منتها هر چقدر هم که دولت بر این امر اصرار بورزد، مردم نباید با آن همراه شوند و بلکه باید با «راکد» کردن این رفتار همه سیستم را وادار به تسلیم کنند.

مردم ایران در بیشتر مواقع با بحران اقتصادی همراهی می‌کنند و این موجب بی‌اثر شدن حرکت قشری می‌شود که در صدد مبارزه با فساد سیستماتیک در اقتصاد ایران است.

زمانی که مردم به یکدیگر رحم نکنند، همه چیز آماده می شود تا عده ای اندک از فرصت های پیش آمده سوء استفاده کنند. چرا که مردم مشغول درگیری با یکدیگر شده اند و مجالی برای توجه به وقایع بزرگتر وجود ندارد. از سوی دیگر با اسارات در جریان های فکری هدایت کننده جامعه نیز کم کم موضوع اختلاس ها، رانت ها، فسادها و… تبدیل به جوک و لطیفه و شوخی های روزمره می شود.

حالا مقایسه کنید همین مردم را با مردم کشور فرانسه. کوچکترین تصمیم متزلزل کننده اقتصاد می تواند به اعتصاب های سراسری منجر شود و بخش بزرگی از جامعه هم از این اعتصابات حمایت می کند، مگر اینکه واقعا حرکت های اجتماعی فاقد منطق و ریشه باشد.

اما در ایران کافی است شایعه شود که «پراید» این بی ارزش ترین وسیله نقلیه در جهان «شاید» گران شود. رقابتی عجیب میان مردم درمی‌گیرد تا به هر نحوی شده این به اصطلاح خودرو را خریداری کنند حتی گران‌تر از آنچه در واقعیت است. پول حاصل از این خرید به کارخانه های خودروسازی و سایر نهادهایی که از این فروش سهم دارند سرازیر می شود و صنعت سراسر فاسد خودروسازی ایران مجددا برای مدتی سرپا بماند و البته مقصد پول هایی که از جیب مردم صرف می شود هم مشخص نیست و بیلانی هم ارائه نمی شود. مردم هم سرخوش از خرید یک پراید، به امید گران تر شدن آن می نشینند تا با فروشش در بازار آزاد، سودی عایدشان شود.

در واقع کل نظام اقتصادی ایران یعنی «دولت» و «ملت» هر دو در این بحران آفرینی سهیم و حتی شریک هستند. در حالی که آبان ۱۳۹۸ بنزین به طور ناگهانی و ۱۰۰ درصد گران و موجب شکل گیری تظاهرات در چند صد شهر ایران شد، نهایتا رفتار نهادینه شده در اخلاق اجتماعی مردم باعث «کنار آمدن» با موضوع و در عوض گران تر شدن خدمات و کالاها شد تا این افزایش قیمت از جیب خود مردم جبران شود. مردم دوباره گرفتار یکدیگر شدند و به منبع اصلی گرانی هم توجهی نمی کنند.

حتی در دوران کرونا هم این روند ادامه یافته است. همه چیز گران شده و هیچ کالایی در هیچ نقطه از ایران قیمتی ثابت ندارد. چه کالای وارداتی و چه کالای ساخت داخل. یا گیر نمی آید یا اگر هم پیدا می شود به قدری گران شده که توان خرید آن وجود ندارد. دلیل هم واضح است:  در ایران، همه به فکر شخص خود هستند، بسیار افراطی تر از نظام های واقعی سرمایه داری در جهان.

- Advertisement -

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.