نشریه خبری کافه نیوز دالاس

دروغگویی‌ها در مورد پولدارها را باور نکنید؛ پشت هر میلیونر «خودساخته» خانواده‌ای پولدار است

۱۶۹

- Advertisement -

اگر به درستى تحقیق کنید ، در پشت بسیاری از “میلیونرهای خودساخته” ، والدینی پیدا خواهید کرد که دارای ارتباطات خوب ، مقدارى پس انداز و یا حتى پول زیادی برای فرزندانشان هستند.
در دنیاى تجارت افسانه اى وجود دارد که کارآفرینان موفق تنها با تلاش فراوان به نتیجه رسیده اند و ایده او ، با پشتکار و سختى، به یک داستان موفقیت تبدیل شده است. داستان معمولاً با انواع موانع ، محدودیت هاى مالی قهرمان همراه است که برای رسیدن به صدر مجبور است بر آن ها غلبه کند. اصلى ترین درس همیشه یکى است: خواستن توانستن است. اگر او توانسته ، شاید شما هم بتوانید. پس حداقل امتحانش کن.
مثال های زیادی و تکرارى وجود دارد. جف بزوس ، امروز ثروتمندترین مرد روی کره زمین است. بیست سال پیش سفرى به دفتر مرکزی آمازون داشت در حالیکه برند بسیار ناشناخته اى در فناورى بود. اما امروزه با تلاش فراوان توانست به مقام فعلى خود برسد.
این یک موضوع تکرارى در شبکه های اجتماعی است. هنوز هم توییت هایى می شود با عنوان: “در این روز در سال 1994 ، آمازون توسط جف بزوس در گاراژ خود تاسیس شد.”
بهمراه تصویرى که براى امریکایی ها آشناست: گاراژ غول پیکر خانه اى در حومه شهر که با سبد هاى خرید خود دنیا را تسخیر کرده است.
تحسین برانگیزاست، درسته؟
بزوس بدون شک مردی درخشان، بسیار باهوش و منحصر به فرد است. آمازون یکی از شرکت های کارآمد در دو دهه گذشته است و امروز یکی از سودآورترین ها. بزوس فرصتی برای تجارت پیدا کرد، آن را بی رحمانه تعقیب کرد و یک شرایط بهینه برای شرکت خود طراحی کرد تا به موفقیت برسد و تبدیل به یک ماشین پول سازی و تقاضا در سراسر جهان، شود.
اما روایت کارآفرینى او کمى سانسور شده است. حرف هایى که حول این موضوع به گوش می رسد، بیانگر اینست که اگر بزوس توانست به جایی که امروز است برسد، دلیلش این است که بخشی از سرمایه اش را والدینش یعنى بیش از 240 هزار دلار برای جلوگیری از شکست او در ایده آمازون به او داده اند. این واقعیتی است که در حماسه شخصی بزوس نادیده گرفته می شود.
“ما خوش شانس بودیم که در کشورى دیگر زندگی می کردیم که مقداری پول پس انداز می کردیم، بنابراین توانستیم یک سرمایه گذارى نجات دهنده انجام دهیم و احتمال ٧٠٪؜ ممکن بود بدشانسى بیاوریم و پول برنگردد.”
امروز ثروت والدینش، که هنوز هم سهامدار آمازون هستند، از 30000 میلیون دلار فراتر است. این یک ریسک بود که ارزش آن را داشت. اما یک خانواده معمولی نمی توانست همچین پتانسیلی داشته باشد! برای دانستن اهمیت این ویژگی ها، بد نیست بدانید میانگین پس انداز خانواده‌های آمریکایی در حساب جاری از 9000 دلار تجاوز نمی کند.
بزوس ایده خوبی داشت. که در سال 1995 اگر والدینشان از میانگین متوسط ثروتمندتر نبودند حتى اجرایى هم نمی شد….

بیل گیتس و زاکربرگ
مثال های زیادی وجود دارد. خود رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، مردی که سال ها استعدادی از استعدادهای کارآفرینانه خود را پرورش می داد، امپراتوری خود را بر ثروتی که پدرش به دست آورده بود و ارث برد، بنا کرد. اگر چنین نبود، ما نمی توانستیم وجود بسیاری از سلسله خانواده ها را که در ایالات متحده و اروپا، نسل ها در صدر ثروت جهانی باقی مانده اند، توجیح کنیم.
همه آن ها یک منشأ دارند. ویژگی خاص این شرکت ها و امپراتوری ها که از فناوری های جدید ناشی می شوند، همانطور که در مورد آمازون وجود دارد، این است که آن ها در زمان ما به وجود آمدند. ما دیده ایم که آن ها در زمان واقعی رشد می کنند. اما این بدان معنا نیست که منشاء آن ها به همان اندازه با ریشه خانوادگی کارآفرینان مربوطه گره نخورده است. بزوس یک مورد است و بیل گیتس مورد دیگر. در مورد گیتس، منافع خانواده از طریق سرمایه گذاری مستقیم حاصل نمی شد، بلکه از طریق شبکه های تأثیرگذار و بانفوذ صورت می گرفت.
مادر گیتس، مری ماکسول گیتس ، چندین دهه خدمت پیشگامانه، در برخی از مؤثرترین مؤسسات حاکمیتی شرکتی و دانشگاهی در ایالت واشنگتن داشته است. در سال 1980، مری گیتس اولین زنی شد که به هیئت مدیره یونایتد وِى، یکی از مهمترین سازمان های غیرانتفاعی در حوزه تجارت آمریکا پیوست.
او در آنجا همزمان با جان اپن، مدیرعامل IBM در اوج سال 1980، مذاکراتی کرد که می تواند شرایط بسیار خوبی از شرکتی که اخیراً توسط پسرش بنام مایکروسافت تأسیس کرده است فراهم کند. این پیشنهاد فایده زیادى داشت. اپن نام مایکروسافت را در جدول IBM، هنگام راه اندازی اولین رایانه رومیزی خود یعنی مدل 5150 قرار می دهد و به این ترتیب آن زمان «گیتس» جوان ناشناس را برای توسعه سیستم عامل خود انتخاب می کنند. بقیه، همانطور که مایک بزوس می گفت، شانس و زمان است.
بزوس به پول والدینش نیاز داشت. گیتس به ارتباطات مادرش. در هر دو مورد، آن ها دارای شرایط ممتاز بودند. اکثر خانواده ها آن نوع از کانال های نفوذی را که خانواده بنیانگذار مایکروسافت در اوایل دهه 1980 در دسترس داشتند، ندارند و این نقش مهمی در موفقیت های بعدی شرکت مایکروسافت، داشت. در‌واقع این دو روی یک سکه است. غالباً، اگر موقعیت اجتماعی والدین را در نظر بگیریم، می‌توان بسیار دقیق تر از ثروت فرزندان در موفقیت های تجاری آینده شان سخن گفت.
و مثال آخر: مارک زاکربرگ. موقعیت اقتصادی و ممتاز والدینش به وی اجازه داد که در آکادمی فیلیپس اکستر-یکی از قدیمی ترین مراکز آموزشی در آمریکا و درکنار نخبگان سیاسی و مالی- حضور یابد. زاکربرگ در آنجا، قبل از ورود به دانشگاه، به یک آموزش علمی و فنی مهم رسید، سال ها بعد در جوانی فیس بوک را توسعه داد. هزینه دوره آموزشى او امروز: 57000 دلار در سال خوهد بود. این در حالی است که درآمد سالانه برای خانواده استاندارد آمریکایی: 56،516 دلاراست.
این تنها امتیازی نبود که زاکربرگ قبل از ورود به دانشگاه داشت. هنگامی که وی یازده ساله بود، والدینش یک مشاور معتبر به نام دیوید نیومن را استخدام کردند تا هفته ای یکبار او را راهنمایی کند. نیومن سال ها بعد اعتراف می کند که زوکربرگ “بد اخلاق” بوده و حتی در چنین سن و سالی هم سخت است که بتواند در کنار او باشد. شکی نیست که بنیانگذار فیس بوک دارای هوش عظیمی است. اما این که چنین نیکو به لطف پدر و مادرش به واسطه منابع مالی خود، مورد تربیت، آموزش و تشویق قرار گرفت، چیزی است که برای همه در دسترس نیست.
البته که این چیزها، استعداد یا شایستگی بزوس، گیتس یا زاکربرگ را انکار نمی کند. همه آن ها ایده های انقلابی داشتند و محصولاتى ماندگار را خلق می کردند. والدین آن ها هم از آموزش، دارا بودن منابع مالی و یا توانایی قرار گرفتن در مکان مناسب در زمان مناسب بهره بسیارى بردند و آن ها برای اطمینان از موفقیت خود به شبکه های خانوادگی و شبکه های اجتماعی مورد اعتماد و با نفوذ دسترسى داشتند.
“کارآفرینان” با استعداد ریسک و موفقیت در تجارت متولد نشده اند. بلکه در بیشتر موارد، پدر و مادر پولدار دارند. پایداری و رواج خانواده های ثروتمند، و سلسله ها، یکی از مشخص ترین خصوصیات نخبگان است. آنچنان که در ایالات متحده، نسل های کوچ، هارتست، پیتزکر بیش از یک قرن بر صحنه حاکم شده اند، و در اروپا، خانواده های ثروتمند ایتالیا از زمان رنسانس به همین شکل بوده اند.
هستند افراد بی شماری که دارای ایده‌های خلاقانه و تازه هستند لیکن به دلیل نداشتن والدینی سرمایه دار، آموزش‌های با کیفیت و مشاوران گران قیمت، توان بروز این ایده‌ها را ندارند.

- Advertisement -

منبع Vocal Media

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.