نشریه خبری کافه نیوز دالاس

کرونا تئوری های بشری را شکست داده است؟

تاثیرات کرونا بر جوامع بشری؛ از اعتراض برای کار تا اصرار برای مرگ

۳۶۲

- Advertisement -

از مرز ۱۵ میلیون نفر مبتلا هر گذشتیم. یک ویروس از یک شهر در چین پراکنده شد. اهمال های دولت چین در اطلاع رسانی در جهت منافع سیاسی و حزبی موجب شد که اکنون تمام دنیا گرفتار شوند. عکس العمل ها و برنامه ریزی های دیگر دولت ها نیز در مواجه با این بحران متفاوت بوده است. برخی از مان ابتدا موضوع را جدی گرفتند و برخی دیگر همان روش چینی را در پیش گرفتند.

آنچه مهم و آشکار است، رفتار بیشتر سیستم ها براساس منافع سیاسی و حزبی بود. بسیاری فقط برای حفظ برای نظام خود در مسیر مقابله با کرونا از روش هایی استفاده کردند که یا منسوخ شده و یا زمان مناسبی برای آزمایش آن ها نبوده است.

عده ای هم از ترس زیر سوال رفتن ایدئولوژی هایی که صدها سال بر اشاعه و برحق بودن آن اصرار داشتند رفتارهای عجیبی بروز دادند! برخی در ایران در و دیوار لیس زدند و عده ای هم در اسرائیل بر ضد دولت برای بازگشایی مکان های مقدس تظاهرات کردند.

مردم اما صبر کمی داشتند. ۶ ماه کافی بود تا کم کم اعتراض ها آغاز شود. از صربستان تا اسرائیل از امریکا تا آلمان و… از سوی دیگر هم با هر قهرمانی در فوتبال تعداد زیادی از طرفداران به خیابان ها آمدند و شادی کردند. در امریکا تظاهرات های گسترده همراه با درگیری برضد نژادپرستی روی داد و در ایران علیه فساد و ظلم و اوضاع وخیم اقتصادی. در هنگ کنگ علیه سیاست های اقتدارگرایانه حزب کمونیست چین و در بسیاری از کشورها علیه مشکلات اقتصادی پیش آمده بر اثر کرونا.

جنگ ها و بمباران ها نیز ادامه دارند. دولت ها در حالی که باید اولویت نخست خود را بر سلامت مردم تنظیم کنند در حال انجام جنگ های نیابتی در کشورهای دیگر هستند. از سوریه و یمن و عراق تا لیبی… امریکا، روسیه، چین، ایران، ترکیه، مصر، امارات، عربستان و… در این قائله، طرف های اصلی درگیری هستند.

سوال مهم اینجا مطرح می شود: آیا کرونا توانسته تئوری های بشری در زمینه های مختلف را شکست دهد؟

تقریبا همه نظام های اقتصادی دچار مشکلات کلان شده اند به نحوی که شاید تا سال ها پس از رفع مشکل کرونا، درگیر آثار آن باشند. تفاوتی هم نمی کند که در امریکا و آلمان و ژاپن هستید یا کشورهای فقیر افریقایی یا ایران و ترکیه و چین و استرالیا… همه دچار این بحران شده اند. سازمان های بین المللی هم کار چندانی از پیش نمی برند. یا اعضا از آن خارج می شوند و بدهی های کلان دارند. حتی این سازمان ها بازیچه دست قدرت های بزرگ هم شده اند و به جای حل مشکلات، خود تبدیل به محل مشکل شده اند!

قراردادهای اجتماعی یکی پس از دیگری در هم شکسته اند. از روزی که کرونا به طور رسمی تایید شد و شیوع آن آغاز شد حتی یک روز هم آمار ثابت یا رو به پایین نداشته است. همچنان در حال صعود و افزایش است. همه پروتکل ها و قراردادها اجرا شدند اما ننتیجه آنچنان هم مناسب و درخور توجه نبوده است. گویی همگان تنها امیدی که دارند، دستیابی به یک نتیجه علمی است: واکسن.

در غیر اینصورت و با رفتاری که از بشر به چشم می خورد، اگر واکسنی کشف و آزمایش و نتیجه بخش نباشد، حتما با خطر انقراض هم مواجه خواهیم شد. تنها امید همان گونه که اشاره شد «علم» است و بس. تنها دستاورد بشر که دچار شکست نشده چرا که از قوانین طبیعی، فیزیکی و شیمیایی تبعیت می کند و انسان در بیشتر مواقع توان بر هم زدن این قوانین را ندارد چه در این صورت، «علم» هم شکست می خورد.

نه سیستم های بهداشتی و مراقبتی توان مقابله کامل دارند، نه نظام های اقتصادی و سیاسی و نه تفکرات ایدئولوژیک. از همه ناگوارتر، سیستم های فرهنگی هم ناکارآمدی‌شان را به اثبات رساندند. بشر گویی و با اینکه تجربیات مشابه در طول تاریخ داشته است، فکری برای تعلیم و تربیت و آموزش برای مواجه با چنین بحران هایی که مطمئنا در آینده دوباره رخ خواهد داد، نکرده است. عدم رعایت فاصله اجتماعی، توجه نکردن به استفاده از ابزارهای محافظتی چون ماسک، توجه نداشتن به عدم برگزاری اجتماعاتی نظیر جشن قهرمانی یک تیم فوتبال که در برابر «جان» انسان ها یک موضوع پیش پا افتاده است و… همگی نشان از فروپاشی نظام هایی است که بشر بنا نهاده است.

آری همه ما گرفتار اهداف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و نیز مرزهایی هستیم که در طول تاریخ برای خود ساخته ایم. ساخته هایی که توسط یک به اصطلاح «موجود میکروسکپی»، در هم ریخته، ویران و معیوب شد.

- Advertisement -

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.