نشریه خبری کافه نیوز دالاس

گرمابه پیر قجری دیروز، موزه جوان امروز

در خيابان عبيد زاكاني واقع در مركز محله آقاكبير شهر قزوين، در کوچه هایی می توان گام نهاد که گرچه اکنون چهره اش با ناخن دنیای بی هویت امروزی خراشیده شده است

۱۵۶

- Advertisement -

در خیابان عبید زاکانی واقع در مرکز محله آقاکبیر شهر قزوین، در کوچه هایی می توان گام نهاد که گرچه اکنون چهره اش با ناخن دنیای بی هویت امروزی خراشیده شده است، اما کماکان زیبایی و مهربانی را در ته چهره اش می توان دید. گویی از دیرباز با این کوچه ها آشنایی داری و احساس نزدیکی می کنی.

بقالی، نانوایی، حلیم فروشی، سرکه فروشی با انواع سرکه ها و ناآشناترین بنا در میان همه اینها، گرمابه. گرمابه‌ها از جمله میراثی هستند که از دیرباز نقش بسیار مهمی در ارتقای فرهنگ و بهداشت عمومی یک جامعه داشته‌اند، بگونه ای که در بازی های رایانه ای امروزی بخصوص در شهرسازی های عهد کهن، بی شک بخشی را بعنوان گرمابه تعبیه می کنند که نشانه درک اهمیت این میراث در میان گذشتگان است ، اما اکنون دیگر گرمابه در زندگی ما و کودکان ما مفهومی ندارد. امروزه همگان در خانه هایشان گرمابه ای مجزا دارند، و گرمابه های قدیمی در تهران، کرج، و سایر شهرهای بزرگ و کوچک ایران یا از کار افتاده اند یا به برج های بلند و بی هویت تبدیل شده اند که بجای آن تک گرمابه عمومی، درونشان چندین گرمابه خصوصی دارند. برای نسل امروز پیکره بی جان گرمابه ها که همانا زمینشان است اهمیت بیشتری از هویت بهداشتی آنها پیدا کرده است.

بهر حال شهر قزوین نیز از این تغییر و بقول برج سازان، به روز شدن در امان نبوده است. امروزه از ۳۰ گرمابه ای که بنابر برخی گواهی ها در قزوین داشته ایم، حدود نیمی از آنها تخریب شده و تنها تعداد انگشت شماری به یادگار مانده اند.

گرمابه تاریخی قجر یکی از کهن ترین و زیباترین گرمابه های موجود در قزوین است. گویند بنا در حدود 1059 هجری شمسی پایه گذاری شده است. گرمابه را امیرگونه خان قاجار که یکی از سردراران شاه عباس صفوی بوده است به دستور شاه عباس دوم صفوی ساخته است.

نخست این گرمابه، به گرمابه شاه شهره داشت. پس از آن در قزوین گرمابه های دیگری ساخته شد که شاید رقیبان جوان این گرمابه نخستین بودند و همین گرمابه های جوان باعث شدند که این گرمابه به گرمابه کهنه شاه، معروف شود. اما این گرمابه های جوان نمی دانستند روزی فرا می رسد که بسیاری از آنها با تمام جوانی و بزرگی نمی توانند همچون گرمابه کهنه شاه از مدرنیزه در امان باشند و همگی فراموش کرده بودن که در برابر نوسازی تنها ریشه داشتن در دل مردم است که باعث بقا می شود نه بزرگی و جوان بودن. در دوره قاجار بعد از تغییراتی در گرمابه کهنه شاه و بخاطر نام سازنده آن امیرگونه خان قاجار به گرمابه قجر تغییر نام داد.

گرمابه مساحتی بیش از 1045 متر مربع را داراست. ورودی اصلی در قسمت جنوبی قرار دارد که با چند پله  به هشتی و سپس سربینه و رختکن منتهی می شود. سربینه بزرگ گرمابه به هشت نگینی معروف است و می توانید این بخش گرمابه را از حوض بزرگ که بصورت یک هشت ضلعی در وسط آن قراردارد از سایر بخشهای گرمابه بازبشناسید. این سربینه دارای شش طاق نما است و همانطور که گفتم حوضی هشت ضلعی در مرکز آن قرار دارد که در هفت ضلع آن حوضچه هایی بعنوان پاشویه تعبیه شده است. اکنون این گرمابه به موزه مردم شناسی تغییر کاربری پیدا کرده است و به سه بخش تیره ها و آداب و رسوم و مشاغل تقسیم شده است. فضای سربینه ای که از آن رد شدیم گوشه ای از زندگی اقوام کرد، لر، ترک، تات و مراغی را بصورت مجسمه هایی به نمایش گذاشته است. نان پزی، دروی محصول، رقص محلی، نخ ریسی و… کارهایی است که مجسمه های تیره های گوناگون در سربینه گرمابه مشغول به آن نشان داده شده اند.

سربینه به وسیله میان دری به گرم خانه متصل می شود. میان در راهرویی است که به یک فضای بزرگتری متصل می شود و سپس به گرم خانه می رود. میان دری سربینه را از گرم خانه، گرمابه جدا می کند که این فضا بیشتر برای ایجاد تعدیل هوا بکار  می رفته است. البته گاهی از آن بعنوان سربینه زمستانی نیز استفاده می شده است. در گرمابه دیروز و موزه مردم شناسی امروز، میان دری گرمابه پیر را به تالار سور و سوگ اختصاص داده اند که دو تابلوی مراسم پنجاه بدر و سیزده محرم که مخصوص باورهای مردم قزوین است با نوعی سفالگری در آن آویخته اند.

پنجاه بدر یا جشن باران مراسمی است که قروینی ها پنجاه روز بعد از عید نوروز یعنی در نوزدهم اردیبهشت برگزار می کنند. آنها علاوه بر سیزده بدر، این مراسم را برگزار می کنند و به دامان دشت و طبیعت رفته و برای باران دعا می کردند. برخی اعتقاد دارند چون در این هنگام کاشت محصول به پایان رسیده است، مردم برای طلب باران به طبیعت می­رفته اند و می توان گفت این مراسم ؛ رسمی است که با کشاورزی بی ارتباط نیست. پیران قزوین در مورد مراسم پنجاه بدر بر این باورند که در چنین روزی امام زمان از مصلای این شهر گذر کرده است. مصلا نام باغی در جنوب شرقی قزوین بوده که اکنون، در شهر قرار گرفته و از آن­جا که بنابر اعتقادات سنتی مردم قزوین، این باغ محل گذر امام زمان بوده است، بسیاری از مردم در روز نوزده اردیبهشت به این باغ می­روند و پنجاه به در خود را در آن­جا می­گذرانند. مشابه این رسم را می شد تا چند سال پیش در میان زرتشتیان یزد دید که در روز نهم اردیبهشت و به نام چله به در به بیرون از خانه ها و به آغوش طبیعت می رفتند.اما در مورد ارتباط میان این دو مراسم مدرکی در دست نداریم. برخی نیز بر این باورند چون روزگارانی طولانی قزوین پایتخت ایران بوده و ناگهان از طرف شاهان مورد بی مهری قرار گرفت، رسم پنجاه بدر تلنگری است به شاهان فراموش کار از طرف مردم قزوین نسبت به اهمیت شهرشان و خودشان، هر چند این باور کمی دور از ذهن است زیرا قدمت این مراسم بیش از این است.

سیزده محرم هم مراسمی است زنانه، به گواهی تاریخ نگاران، بعد از واقعه کربلا کسی از ترس یزید بن معاویه جرأت نمی کرد تا جنازه های یاران امام حسین را دفن کند؛ تا اینکه زنان طایفه بنی اسد جمع شدند و به خاک کردن جنازه ها پرداختند. این واقعه در روز سیزدهم ماه محرم اتفاق افتاد. به همین خاطر زنان قزوینی هر سال در روز سیزدهم ماه محرم، در مسجد علی اکبر این شهر جمع می شوند؛ عده ای بیل و کلنگ به دست می گیرند و عده ای دیگر پیکرهای پارچه ای بدون سر را بر دوش گرفته و به دور شهر می چرخند و دوباره به آن مسجد بر می گردند و در آنجا به سینه زنی و نوحه خوانی می پردازند. این دوتابلو را در اینجا می گذاریم و پس از پیچیدن از راهرویی در ضلع دیگر میان دری  به اصلی ترین فضای گرمابه، معروف به گرم خانه می رسیم که فضای شستشو می باشد، پیش از رسیدن به اینفضا با مجسمه پیرمرد پنبه زنی نیز مواجه خواهید شد که در جعبه شیشه ای محصور شده است.

وارد گرمابه که می شوید فضایی باز با سقفی زیبا را می بینید. این فضا به وسیله کانال های پیچ در پیچ که در کف گرمابه تعبیه شده گرم می شده است. سیستم گرم کردن گرمابه بسیار جالب است. برای گرم کردن گرمابه دود آتشی که برای گرم کردن آب می افروختند را از کانال های پیچ در پیچی که در کف گرم خانه است و ذکر گردید هدایت می کردند، تا از حرارت ایجادی بیشترین استفاده را ببرند و پس از عبور دود از کف گرم خانه و گرم کردن گرم خانه از دودکشی به بیرون می رفته است. گرم خانه دارای بخشهایی از جمله آب انبار، خزانه آب گرم، چال حوض (استخر آب سرد) اعیانی و سرویس های بهداشتی می باشد. اکنون بخش سوم موزه مردم شناسی قزوین یا گرم خانه گرمابه به مشاغلی مانند آهنگری، مسگری، حلاجی و مراسم تعزیه … که به شیوه سنتی در گذشته انجام می شده اختصاص دارد. در گوشه ای نیز گاری قرار داده شده است که میوه هایی همچون، طالبی، گرمک، هندوانه بر روی آن قرار داده شده است. دلیل قرار دادن این ارابه آن است که هم با شغل میوه فروشی در زمان گذشته و ارابه های آنها آشنا شویم و هم میوه هایی که اغلب در گرمابه ها فروخته می شده است که آب از دست رفته بدن حمام کنندگان رفع شود را معرفی کند. مانند امروزی ها که در استخر و سونا بوفه می زنند و انواع آب میوه های کارخانه ای  و نوشابه ها را که بیشتر شربت قند است با رنگ و کمی اسانس میوه به فروش می رسانند. اما طبیعی بودن و سلامت بودن آن کجا و این ها کجا.

آب مورد نیاز گرمابه ابتدا از طرق قنات و بعدها بوسیله لوله کشی شهری تامین می شده است. انتقال آب به داخل گرمابه بوسیله تن پوشه های سفالی صورت می گرفته است. پوشش کلی بنا طاق و تویزه و گنبدی است و طاق ها به وسیله رسمی بندی و یزدی بندی تزئین شده است.

رسمی بندی به  تزئینات سنتی می گویند که در آن از گچبری و آجرکاری و کاشی کاری به طور مرکب یا جدا در سقف استفاده می شود. یزدی بندی نیز هنرترسیمی و برجسته سازی است با گچ. در گرم خانه هر گنبد با جام خانه ای، عمل نور گیری را انجام می دهد. جام خانه اتاقی است که با شیشه های رنگی و آیینه کاری زیبا سازی شده و در واقع همان عمل نورگیری را انجام می دهد در حالیکه فضا را نیز با شیشه های رنگی زیبا می سازد.

این اثر تاریخی در سال 1379 توسط میراث فرهنگی و گردشگری استان قزوین خریداری و با سرمایه گذاری شهرداری قزوین و مدیریت سازمان نوسازی و بهره وری شهر قزوین از سال 1381 تا 1384 مرمت و بازسازی شده است. به گفته علیرضا خزائی مدیرعامل سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری قزوین، هزینه ساخت این گرمابه ،دو میلیارد و ‪ ۹۰۰میلیون ریال بوده استکه به حق باعث زنده شدن اثری بسیار زیبا شده است.

بد نیست یادی هم کنیم از معمار بازسازی این بنا که از سال ‪ ۸۱ مرمت این بنا را آغاز کرده و در شهریور ماه سال ‪ ۸۴ مرمت رابه پایان رساند. مهندس معمار امیر قدیمی معمار با ذوق و بسیار وسواسی این اثر بوده است. خوشبختانه در حین مرمت این بنا نه تنها هیچ کدام از فضاهای سنتی مخدوش نشده، بلکه بخش‌هایی چون آب انبار و خزینه گرمابه که در زیرخاک مدفون بوده، پدیدار گشت و مورد بهره برداری قرار گرفت، همچنین سر درقدیمی این مجموعه که پشت لایه ضخیمی از سیمان قرار داشت مرمت شد که پس از لایه‌برداری مشخص شد که آجرهای این قسمت همگی پوسیده‌اند که مورد مرمت قرار گرفت.

در موزه علاوه بر زیبایی خود بنا می توانید با مشاغل گوناگونی همچون، پنبه زنی، دلاکی، میوه فروشی، هجمت، دعا نویسی و تعزیه و…که در حال از بین رفتن است آشنا شد و نسلی که این پیشه ها را ندیده اند،را با پیشه گذشتگان آشنا نمود.

گرمابه قجر اکنون توسط سازمان ورزشی شهرداری قزوین اداره می شود. گرمابه قجر به شماره 12601 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. در این گرمابه چایخانه ای نیز فعال است که می توان پس از بازدید از حمام قجر، دمی در نسشت و  خستگی را از تن به در کرد.

برای سفر و بازدید از حمام قجر می توان گفت همه فصل ها مناسب است بجز زمستان های شهر قزوین که کمی سرمای آن تند و خشک است و هنگام خروج از حمام شایدکمی شما را آزار دهد. گرمابه تمامی روزها باز است جز تاسوعا و عاشورا و برخی روزهای عزاداری.

- Advertisement -

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.