نشریه خبری کافه نیوز دالاس

سرگذشت ساخت و پخش فیلم مستقل ایرانی مو

از فیلم و فیلم‌سازی مستقل در ایران حال‌حاضر که می‌گوییم دقیقن از چه می‌گوییم؟ نه، نمی‌خواهم از فیلمِ فیلم‌سازانی بگویم که حواشی سیاسی‌شان از ارج و منزلت و کیفیت فیلم‌های‌شان حجیم‌تر است و‌ برای منتقدان فیلمِ مخالف جمهوری اسلامی جذاب‌ترند؛ همین‌‌هایی که به‌تازگی جزو لباس‌شخصی‌ها وعقیدتی‌های رسانه‌های اجتماعی شده‌اند تا رعب و وحشت ایجاد کنند و نگذارند «تحلیل سینمایی» درست و دقیقی نوشته شود!

۸۱

- Advertisement -

از فیلم و فیلم‌سازی مستقل در ایران حال‌حاضر که می‌گوییم دقیقن از چه می‌گوییم؟ نه، نمی‌خواهم از فیلمِ فیلم‌سازانی بگویم که حواشی سیاسی‌شان از ارج و منزلت و کیفیت فیلم‌های‌شان حجیم‌تر است و‌ برای منتقدان فیلمِ مخالف جمهوری اسلامی جذاب‌ترند؛ همین‌‌هایی که به‌تازگی جزو لباس‌شخصی‌ها وعقیدتی‌های رسانه‌های اجتماعی شده‌اند تا رعب و وحشت ایجاد کنند و نگذارند «تحلیل سینمایی» درست و دقیقی نوشته شود!

می‌خواهم از فیلم‌سازانی شبیه به محمود غفاری بنویسم که آثار مستقل و کم‌هزینه‌شان دارد مقهور همین فضا می‌شود؛ سازنده‌ی بهترین کمدی- رمانتیک و یکی از بهترین‌های اخیرسینمای ایران، «شماره ۱۷، سهیلا» که فیلم و فیلم‌هاش هم از داخل چوب سانسور و‌محدودیت‌های ابلهانه‌ی جمهوری اسلامی را می‌خورد و هم در بیرون از ایران، در میان آن قشر دیگر (پلیس‌های توییتری؟!) طرفدار ندارند چون نخواسته‌اند حواشی سیاسی داشته باشند، هیچ‌گاه.

سرگذشت ساخت و پخش فیلم مستقل ایرانی مو
سرگذشت ساخت و پخش فیلم مستقل ایرانی مو

بیش‌تر از هفت ماه است در حین ساخت مجموعه‌مستندی چند قسمتی درباره‌ی سینمای ایرانم، به‌عنوان تهیه‌کننده و مشاور، همراه با تعدادی تهیه ‌کننده‌ی تلویزیونی انگلیسی‌. برای یکی‌دو قسمت از این مجموعه آن‌ها به من فیلمی معرفی کردند با عنوان «مو» و یکی‌شان که دیگر سلیقه‌ ام را می‌شناسد گفت  چه‌ طور چیزی درباره‌ی آن نمی‌دانی چون سازنده‌ش سازنده‌ی سهیلاست! ماجرا عجیب ‌تر شد. فیلم را روی کانال اینترنتی آمازون پرایم جسته بودند و من را مطلع. هیچ مطلبی به فارسی، هیچ‌جا درباره‌ی این فیلم نبود جز جلسه‌ی نمایشی در فرانسه، همین! از دست‌کم پنج روزنامه‌نگار فعال سینمایی پرسیدم از این فیلم آن‌ها هم درباره‌ی آن نمی‌دانستند، غریب‌تر این‌که همه‌مان هم «سهیلا» بازیم. به انگلیسی‌ها گفتم امکان ندارد، چیزی پیش آمده وگرنه که ببینید فیلم‌های مثلن جعفر پناهی یا محمد رسول‌اف هم زیرزمینی ساخته می‌شوند اما عالم و آدم از آن‌ها مطلع می‌شود. «مو»ی محمود غفاری کیفیت سینمایی و روایی خوبی هم دارد؛ سه دختر کاراته‌کای کر و لال خودشان را رسانده‌اند تهران تا به مسابقات جهانی کاراته در آلمان اعزام شوند، تمام امید و آرزوشان رسیدن و انجام این مسابقات و برنده‌شدن و گرفتن افتخار احتمالی برای ایران است که از فدراسیون خبر می‌رسد پوشش‌شان با پوشش فدراسیون جهانی نمی‌خواند و سفرشان کنسل است. باقی طغیان و شورشِ شیرین یکی از آن سه دختر است که از سویی می‌شود با «آکواریوم» آندره آرنولد قیاس‌ش کرد و از وری دیگر با شورش ابی در «کندو»ی گله. فیلمی که کل ایران (حتا پلیس‌های اینترنتی این روزها) به‌خاطر حواشی زرد سیاسی ازش بی‌اطلاع‌اند.

‏با شخص محمود غفاری تماس گرفتم و ماجرا را پرسیدم، قضیه غم‌گنانه‌تر از این حرف‌هاست؛ او گفت ماجرا از توقیف هم بالاتر بوده؛ وقتی سه‌چهار سال پیش این‌ پروژه را داشته تمام می‌کرده، خواسته‌اندش وعملن تهدیدش کرده‌اند که هیچ‌چیز درباره‌ی وجود فیلمی با عنوان «مو» نگوید و او هم به‌خاطر شرایط «شماره ۱۷، سهیلا» پذیرفته. البته سهیلا را هم که دیدیم با چه وضع اکران کردند و کک هیچ‌یک از سینمایی‌نویسان مثلن اپوزیسیون امروز جمهوری اسلامی هم نگزید.

سرچشمه توییتر واینستاگرام نوید غضنفری

- Advertisement -

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.