نشریه خبری کافه نیوز دالاس

موج دوم کرونا در ایران؛ خطرناک‌ یا عادی سازی شده؟

ایران نخستین کشور درگیر موج دوم کرونا در جهان

۱۳۲

- Advertisement -

حتی همه گیری یک ویروس هم در ایران با همه جا متفاوت است. آنقدر عجیب که هیچ کس نمی داند حرف کدام سازمان و نهاد و ارگان را بپذیرد و باور کند! در آغاز موج اول، همه چیز انکار شد. مجری این انکار هم مانند همیشه صدا و سیمای کشور بود. سپس کمی به آن پرداخته شد اما با این توضیح که این ویروس هم ویروسی است مانند بقیه با درصد مرگ کم. بعدا از آن به عنوان یک بحران بهداشتی یاد شد و هشدار پس از هشدار…

حالا حدود ۵ ماه است که کرونا دامن گیر ایران شده است. آمار دولتی تا این لحظه حاکی از ۱۷۱۷۸۹ مورد مبتلا و ۸۲۸۱ مرگ است. برای آگاهی از تازه ترین آمار اینجا کلیک کنید. تنها در دو روز گذشته حدود ۶ هزار مبتلای جدید به آمار افزوده شده است و از این جهت ایران را نخستین کشور درگیر موج دوم کرونا می دانند

در حالی که اطلاع رسانی منحصر بفرد! و آموزش های ضعیف موجب شده است که مردم این ویروس مهاجم را جدی نگیرند، باز هم مانند هر موضوع دیگری، این بحران هم در ایران، سیاسی شده است. هر گروه و دسته ای در تلاش است از بحران پدید آمده بهره برداری مورد نظر خود را داشته باشد و البته جیب هایی هم در این میان پر می شوند. رسانه هم سیاست یک بام و دو هوا را در پیش گرفته اند و بسته به اینکه به کدام جریان وابسته هستند، طرز پوشش اخبار و اطلاعیه ها و تحلیل ها هم متفاوت است.

کیانوش جهانپور از مسئولان بهداشت ایران در مصاحبه ای گفته است: «سلامت مردم از هر چیزی برای وزرات بهداشت مهم‌تر است و اگر دست ما بود، کشور را یکسال تعطیل می کردیم.» و برپایه همین اظهارات از همه کارشناسان اقتصادی و مدیران دعوت کرده که به میدان بیایند.

این درحالی است که مشاغل در ایران یکی پس از دیگری بازگشایی می شوند و زمزمه های بازگشایی مدارس و مهد کودک ها و دانشگاه ها و… هم به گوش می رسد. فارق از اینکه آیا در صورت بحرانی شدن موج دوم کرونا – که گویی در حال تبدیل به بحران نیز هست – سیستم درمانی کشور و بیمارستان ها در اقصی نقاط ایران، گنجایش پذیرش و رسیدگی را خواهند داشت یا خیر؟

به نظر می رسد که ناکارآمدی سیستم اینجا هم به خوبی نمایان باشد. دولت توان مالی ندارد و این ضعف موجب شده که کمترین میزان کمک های مالی در اقتصاد انجام گیرد که نتیجه آن ناگزیر بودن کسب و کارها به ادامه فعالیت است. اطلاع رسانی هم به بدترین شکل ممکن انجام می شود و سابقه طولانی «دروغگویی» هم موجب شده که مردم توجهی به هشدارهای واقعی هم نداشته باشند. از طرفی معضلات اجتماعی و فرهنگی هم اوضاع را وخیم‌تر کرده است و رفتارها و سنت های اجتماعی گاه عحیب در میان مردم، به گسترش بیماری بیشتر کمک می کند.

آنچه مسلم است، ایران در رابطه با بحران کرونا وضع مناسبی ندارد و همه چیز دست به دست هم داده تا این بحران به جدی ترین خطوط قرمز نزدیک و نزدیک تر شود. اما از آنجا که سیستم اداره کشور همواره صبر کرده تا کارد به استخوان برسد و سپس «نرمش» کند، باید صبر کرد و دید زمان رسیدن این «کارد» به استخوان کشور، چه زمانی است. تنها امید هم این باشد که نوش دارو پس از مرگ سهراب نشود…

- Advertisement -

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.