نشریه خبری کافه نیوز دالاس

کرونا همچنان می تازد؛ کجای کار اشتباه پیش می رود؟

نگاهی به رفتار بشر در قبال همه گیری یک ویروس

۱۳۰

- Advertisement -

در کمتر از سه روز، ششصد هزار نفر به آمار جهانی مبتلایان کرونا افزوده شده است و تا این لحظه آمار به ۸.۶۰۰.۳۷۸ تن رسیده است. کرونا همچنان می تازد و درباره میزان شیوع آن در فصل های سرد پیش رو نیز گمانه زنی های زیادی می شود.

دولت ها درگیر پیدا کردن راه های مقابله هستند و مردم نیز سردرگم! درواقع برخلاف آنچه در ظاهر دیده می شود، هنوز هیچ کسی نمی داند دقیقا چه کاری بهتر است و چه راه حلی بهترین.

از گزارش های ضد و نقیض سازمان بهداشت جهانی که یک روز ماسک را رد می کرد و روز بعد تایید، از آمارهای عجیب دولت هایی مانند چین و ایران، از شعارهای تبلیغاتی کشورهایی چون امریکا و… که بگذریم، هر روز ایده های پزشکی جدید هم از راه می رسد. نام گیاهی به میان می آید، نام یک داروی جدید، زمان تقریبی ساخت واکسن و استفاده از ضدعفونی کننده ها و لوازم بهداشتی بازدارنده.

اما واقعا یک جای کار اشتباه پیش می رود. بشر تا پیش از کرونا در این تصور بود که راه را درست می رود. نظام های متعدد در جهان از سرمایه داری گرفته تا کمونیسم، از سوسیالیسم تا دیکتاتوری ها و… همه و همه با اعتماد به نفس باور داشتند که بهترین روش ممکن برای اداره امور بشری هستند. تا اینکه کرونا، یک ویروس میکروسکپی از راه رسید. تا مدت ها کسی از وجودش خبر نداشت و پس از خبردار شدن هم کسی صدایش را در نیاورد و با آن ها که خواستند چیزی بگویند هم برخورد شد. سپس وضع به شکلی شد که دیگر انکار پاسخگو نبود و باید توضیحی داده می شد. توضیح های اولیه همگی با سیاست «عادی سازی» همراه بود اما مجددا با گذشت زمان و افزایش آمارها، این سیاست جای خود را به «هشدار» داد.

گذشت زمان نشان داد که هیچ یک از سیاست ها پاسخگو نیست. هیچ کدام کار نکرده و گاه در جهت معکوس هم بوده است. مشخص شد که همه شعارهای اکثریت قریب به اتفاق دولت های جهان و سازمان های بین المللی با موضوع «تعلیم و تربیت» چیزی جز یک «شعار» نیست و هیچ نتیجه عملی در دنیا نداشته است.

البته کشورهایی به صورت استثنایی خلاف این روش ها عمل کردند. مانند کره جنوبی که به بهترین شکل نسبت به مدیریت بحران عمل نمود و نشان داد که مردم این کشور هم مستعد پیشبرد سیاست ها بوده اند.

رفتار بشر در مقابل ویروس کرونا نشان از مشکلات بسیار در همه عرصه ها است. سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی متدهای اقتصادی. در حالی که دولت های قدرتمند و نیز حکومت های بلندپرواز و اقتدارگرا در فکر افزایش تولید سلاح و ابزارآلات جنگی بودند و همچنین بیشتر بودجه خود را در جهت ارتقا و گسترش رفتارهای خصمانه علیه یکدیگر به کار برده اند، هر یک به سهم خود، کمترین اهمیت را به زیرساخت های بهداشتی و فرهنگی اختصاص داده اند. در بدو آغاز همه گیری، همه دولت ها از کمبود امکانات پزشکی مانند دستگاه تنفس مصنوعی یا تخت بیمارستان و… شکایت داشتند!! در حالی که باید به مردم توضیح می دانند چرا با توجه به جمعیت، چنین کمبودی وجود دارد؟ برخی دیگر از مردم شکایت دارند که چرا رعایت نمی کنید و این در حالی است که وظیفه آموزش و پرورش و در کل سیستم آموزشی برای تربیت از سنین پایین، این بوده که بشر را برای چنین بحران هایی آمده کند.

برخی دیگر از دولت ها هم به بهانه اقتصاد و مشکلات مالی، چشم خود را بر همه چیز بستند و بدون دانش نسبت به این ویروس مهاجم، سیاست «ابتلای گله ای» را در پیش  گرفتند و البته در نهایت شکست خوردند.

البته این کمبودها در نقاط مختلف دنیا یکسان نبود و مثلا امریکا بیشترین میزان تست ابتلا را انجام داده است. یا صنایع خودروسازی آن دست به تولید دستگاه های تنفسی زده اند. منتها این هم برای مقابله کافی نبوده با اینکه موثر بوده است.

از نخستین روز اعلام شیوع این ویروس و ثبت بین المللی آمار، حتی یک روز هم شاهد سیر نزولی تعداد مبتلایان نبوده ایم و حتی در حال نگارش این متن هم آمار در حال بالا رفتن است. بله، کرونا همچنان می تازد. به این فکر کنیم که اگر یک ویروس دیگر هم وارد این قائله شود چه خواهد شد؟ ویروسی متهاجم تر… فرضیه ای نشدنی نیست. ممکن است اتفاق بی افتد همانگونه که در گذشته هم اتفاق افتاده است.

دولت ها و حکومت ها در کنار مردم، همه با هم مقصرند. دولت ها از ترس سقوط و جنگ حقایق را پنهان می کنند یا مردم را تشویق به حضور در اجتماع و مردم هم به دلایل ذکر شده در بالا و نگاهی «عادی سازی» شده، همه چیز را به شوخی می گیرند و بیشتر از اینکه تعقل کنند، اسیر دست رسانه ها، احساسات، هیجان ها و نیز سنت ها و باورهای عقب مانده هستند. آنچه انکار ناشدنی است، عدم کارآیی بسیاری از تئوری هایی است که تا همین چند ماه پیش فکر می کردیم نهایت «پیشرفت» بوده است.

در نهایت، کرونا می تواند در آینده ای نچندان دور موجب یکی از این دو رویداد شود:

  1. اتحاد کشورها با یکدیگر و اصلاح ساختار نهادهای بین المللی در جهت مقابله با بحران های آینده.
  2. درگیری و نزاع بیشتر و شاید حتی روشن شدن آتش جنگ هایی تازه.

شما چه فکر می کنید؟ کدامیک از این دو شدنی تر هستند؟

- Advertisement -

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.